بازخوانی جنگ و فرصتی برای بازتولید عقلانیت دینی و الهیات کاربردی
محمد هادیزاده
سردبیر پیام مروی
در گسترۀ تاریخ اندیشه و حیات امت اسلامی، لحظاتی پدید آمدهاند که در آ نها باورها و اعتقادات دینی از سطح تفکر انتزاعی فراتر رفته و در میدان واقعیت عینیتی ویژه یافتهاند. مقاطعی که در آ نها ایمان در قامت عقلانیتی فعال و مولّد ظاهر شده و به نیرویی پیشبرنده برای تاریخ بدل گشته است. جنگ تحمیلی دوازده روزه میان ایران و رژیم صهیونیستی از جملۀ همین لحظات سرنوشتساز است؛ رخدادی که نهتنها معادلات جغرافیای سیاسی منطقه را دگرگون ساخت، بلکه افقی تازه در نسبت واقعیت با فقه،اخلاق و الهیات گشود و در لایهای عمیقتر، زمینهساز بازآرایی بنیانهای معنایی و الهیاتی شد.
این جنگ نمونهای روشن از ظهور مرحلهای تازه در سیر تاریخی الهیات بود؛ مرحلهای که در آن ایمان و تدبیر، توکل و عقلانیت، نه در تقابل، بلکه در همنشینی خلّاق و سازنده قرار گرفتند. این همنشینی، نقطۀ عطفی در گذار هرچه بیشتر از الهیات انفعالی به سوی الهیات کنشگر به شمار میآید؛ الهیاتی که میکوشد حضور خدا در تاریخ را در چارچوبی عقلانی و مبتنی بر کنش اجتماعی تفسیر کند. از این منظر، گونهای نو از «عقلانیت ایمانی» پدید میآید که حضور انسان مؤمن در جهان معاصر را بر مدار اقدام آ گاهانه و مسئولانه سامان میدهد.
بر این اساس، هر رویداد بزرگ تاریخی، حامل امکان زایش مرحلهای نو در علم دینی است، مرحلهای که در آن تفکر دینی، خویشتن را در آیینۀ عمل بازمینگرد و از نو تعریف میکند. رسالت حوزههای علمیه در این میان، صرفاً روایت این تجربهها نیست، بلکه ارائۀ تفسیرِ دقیق و تحلیل معرفتی از آنهاست. حوزه میتواند عقلانیتی را که در متن خطر، یقین و تصمیم میآفریند، به زبان نظاممند علم دینی ترجمه کند و آن را در قالب نظریههای قابل گسترش در نظام فکری اسلام بازتاب دهد.
در تجربۀ نبرد دوازده روزه، الهیات و مفاهیم قدسی در تماس مستقیم با واقعیت تاریخی، کارکردی زنده و در عین حال تحولآفرین پیدا کردند. مفاهیمی که پی شتر در دستگاه نظریِ دینی محل بحث و تأمل بودند، در بستر واقعیت جانی دوباره یافتند: جنگ و صلح، جهاد و مبارزه، نصرت و امداد الهی، فتح و هزیمت، انس با مرگ، سکینه و آرامش، عزت و ذلت، دفاع مشروع، قاعدۀ نفی سبیل، منطق مقاومت و استقامت و… این مفاهیم، دیگر آموزههای انتزاعی نبودند، بلکه به چارچوبهای عملی برای کنش جمعی مؤمنان بدل شدند.
همزمانی علم و عمل در این واقعه، محک روشنی برای سنجش کارآمدی دستگاه معرفت دینی در نسبت با تاریخ نیز بود و نشان داد که فقه، اخلاق و الهیات، تنها زمانی معنا و پویایی دارند که بتوانند از متن تجربۀ امت بهره گیرند و در مواجهه با شرایط نوظهور، پاسخهایی زنده، خلّا ق و متناسب عرضه کنند. اینگونه خواهد بود که حوزههای علمیه از سطح یک نهاد آموزشی فراتر میروند و به مرتبۀ راهبری تاریخی امت ارتقا مییابند؛ جایگاهی که حوزه را به یکی از ارکان تولید مستمرِّ اندیشه و راهبرد درجهان معاصر تبدیل خواهد کرد.
از سوی دیگر، به ویژه در قلمرو فقه، باید اذعان کرد فقهی که با تجربۀ جهاد و میدان عمل درنیامیزد، از ساحت «اقامه » و «تحقق » بازمیماند و در گذر زمان به انباشتی از فتاوا و احکام منفصل از زندگی تبدیل میشود. اما فقهی که بتواند این تجارب زیسته را دریابد، ظرفیت همنشینی و تعامل با تحولات جهان جدید را مییابد. فقه در مواجهه با دگرگونیهای تمدنی، نیازمند گشودن افقهای جدید اجتهاد است. از این منظر، بازخوانی جنگ تمرینی است برای بازتولید علم دینی در افق زمانه؛ و تنها در پرتو چنین جهاد علمی و معرفتی است که میتوان فقه را از مرزهای فردی و انتزاعی به عرصۀ اجتماعی و تمدنی گسترش داد.
مکتبهای بزرگ در تاریخ اسلام، همواره در پی تجربههای بزرگ پدید آمدهاند: کلام نو در پاسخ به بحرانهای فکری، فقه نو در پیِِ تغییر نظامهای اجتماعی، و اخلاق نو پس از فتنههای فرهنگی. تجربۀ «دفاع مقدس دوم» نیز نشان داد که فقه و الهیات، در تماس با واقعیت، ظرفیت بازآفرینی خود را دارند و حوزههای علمیه میتوانند از این فرصت به خوبی بهره گیرند.
تحولات بنیادین، همانگونه که افقهای تازهای در ادراک و خودآ گاهی انسانها میگشایند، میتوانند نهادهای علمی را نیز به بازتعریف رسالت و جایگاه خویش فراخوانند. هرچه حوزه بتواند از دل این تجربهها، فهمی نو از مأموریت تاریخی خود استخراج کند، به همان میزان به نهادی پویا، پیشرو و بالنده بدل خواهد شد. در این میان، «حوزه تهران » جایگاهی ممتاز و متمایز دارد. تهران، به عنوان کانون تصمیمسازیهای ملی و نقطۀ تلاقی جریانهای فکری، فرهنگی و سیاسی، میتواند صحن های برای بازخوانی نسبت عقلانیت دینی با واقعیات اجتماعی و بستری برای تولید «الهیات کاربردی و تمدنی » باشد. حوزه تهران، به ویژه در مدار مدرسۀ مروی، ظرفیت آن را دارد که الگوی «الهیات جنگ» را از سطح نظری به عرصۀ کنش اجتماعی و نظام سازی ارتقا دهد. مجاورت این حوزه با نهادهای سیاسی و دانشگاهی، آن را به نقطهای راهبردی برای تولید معرفت در بستر تحولات اجتماعی و سیاسی معاصر بدل میکند. اگر در قم، عمق سنت و میراث علم دین پاسداری میشود، در تهران باید تجربۀ زیستن دین در جهان امروز تبیین، نظریه پردازی و نهادینه گردد.
جنگها به پایان میرسند، اما تداوم حقیقی جهاد در عصر رسانه، درمیدان کشف، تفسیر و تبلیغ حقیقت رقم میخورد. در روزگاری که رسانهها بر تولید معنا پیش از کشف حقیقت سیطره یافتهاند، رسالت حوزه پاسداری از حقیقت است و این پاسداری متوقف بر کشف و رؤیت حقیقت خواهد بود: «اللهم أرِِنا الأشیاء کما هی». این نیایش نبوی، تمنای دیدن حقیقت اشیاء است آنچنانکه هستند، نه آنگونه که عادات یا رسانهها به ما مینمایانند. این دعا اساس هر گونه تفسیر اصیل از تاریخ است، چرا که تنها نگاهی رها از پیشفرضها میتواند فراتر از سطح حوادث، به تماشای حقایق بنشیند.
این شماره از نشریه کوششی است در همین مسیر و در موضوع «نبرد دوازده روزه .»

منتشر شده در ویژهنامه جریان جنگ
جهت خرید شماره دوم نشریه پیام مروی از طریق لینک بالا اقدام نمایید.

