بیایید جنگ را به رسمیت بشناسیم
ضرورت آمادگی ذهنی و اجتماعی در برابر نبرد چندلایه علیه ایران

بهرسمیتشناختن جنگ؛ از واقعیتی تلخ تا یک ضرورت فکری
جنگ در ذات خود شاید مطلوب هیچ کسی نباشد. وضعیت جنگی در متعارفترین تعریفش حامل نوعی اختلال در زیست روزمره و فرایندهای جاری زندگی است. اما در عین حال یکی از پر بسامدترین کلیدواژههای تاریخنگاری عمر بشر روی کره خاکی همین جنگ اختلالآفرین است! بحث از اینکه چرا علیرغم طبیعت اولیه آدمها در تنفر از جنگ هیچگاه صفحۀ تاریخ از آن خالی نبوده مجال دیگری میطلبد. اما سادهترین نتیجهای که میتوان از این واقعیت انکارپذیر حاصل کرد این است که باید جنگ را به رسمیت بشناسیم، خصوصاً وقتی که بیخگوشمان زمزمه میکند یا رودررویِمان میایستد و مبارز میطلبد.
به رسمیت شناختن مصدریست که معمولاً فاعل خویش را میان سیاستمداران جستوجو میکند. مثلاً بسیار شنیدهایم که جمهوری اسلامی ایران، موجودیتی به نام دولت اسرائیل را به رسمیت نمیشناسد. یعنی حقوق، مناسبات و جایگاهی که برای سایر دولت-ملتها قائلیم برای آن نمیشناسیم. اما رواجِ لفظی این واژه در بستر سیاسی و بینالمللی، مانع رواج معنایی آن در سایر حوزهها نیست، در روزمرهترین کارهای زندگیمان و دمِدستیترین تعاملات اجتماعیمان با سلسلهای از به رسمیت شناختن/نشناختنها مواجهیم. سلسلهای که حجم انبوهی از فعلها و ترک فعلها را نتیجه میدهد. وقتی هر سال مبلغی را تحت عنوان عوارض سالیانه به شهرداری میپردازیم، یعنی نهادی به اسم شهرداری با شرحی از وظایف نزد ما از رسمیت برخوردار است. وقتی برای حضورمان در مجلس ختم لباس رنگ روشن انتخاب نمیکنیم، یعنی هنجار عزاداری جامعه را پذیرفتهایم و به رسمیت شناختهایم. اقدامات ما ترجمه به رسمیت شناختنهای ماست.
از طوفانالاقصی تا ۲۳ خرداد؛ لحظهای که جنگ از حاشیه به متن آمد
در شامگاه ۲۳ خرداد وارد جنگی مستقیم با رژیم موقت صهیونیستی شدیم. غدۀ سرطانی منطقه سودای فروپاشیِ نظام اسلامی عزیز ما را در سرابی از توهم به خودش نزدیک دید. این بار جنگ از حاشیه به متن آمد و نشان داد کاسۀ استراتژی هزارچاقو لبریز شده است. اسرائیل، آن شرِّ مطلق وقتی با ضربه شست عملیات طوفانالاقصی خود را در عمق جدال وجودی دید، همۀ آن مرزهای تعریف شده در حقوق بشر، حقوق بینالملل و بدیهیترین گزارههای اخلاقی را بدون کوچکترین شرمساری درنوردید. واکنش دیوانهوار اسرائیل به شکست تاریخی در هفت اکتبر، بسیاری از سناریوهایی که پیشتر بعید و و دور از ذهن به نظر میرسیدند را قابل پیشبینی کرد. از جمله اینکه تهاجم نظامی مستقیم اسرائیل به سرزمین ما نیز محتمل شمرده شد.
به گفته برخی مقامات از اسفند۱۴۰۳ برای مسئولان ارشد مسجل شده بود که این حمله رخ خواهد داد. حتی درگیری ایران با یک ائتلاف به رهبری آمریکا نیز پیشبینی شده بود. سرعت بازیابی توان پدافندی و آغاز سلسلهای از عملیاتهای آفندی کوبنده و حیرتآور در قالب عملیات وعده صادق3 میتواند گواه صادقی بر این آمادگی باشد. اما وقتی لنز دوربین را از شهرهای موشکی و پهپادی میچرخانیم و روی جامعه و مردم مکث میکنیم، نشانهای از ایجاد آمادگی برای یک جنگ وجودی را نمیبینیم. نگاهی گذرا به رسانههای رسمی داخل کشور تا پیش از شروع جنگ، خصوصاً صداوسیما نشان میدهد جنگ قریبالوقوع محلی از اعراب نداشته است. همه چیز آرام است و گویا هیچ احتمالی از رویارویی مستقیم با رژیم موقت صهیونی وجود ندارد! حفظ آرامش جامعه و دور نگاهداشتن فکر و حواس مردم از تنش و تشویش حتما از وظایف رسانههای رسمی علیالخصوص رسانۀ ملی است. اما نباید این مهم را با وارونهنمایی صحنه اشتباه گرفت. اگر با صرفنظر از بیان واقعیتی که گریزی از آن نیست، دست به دامان آرامش شویم، در واقع حباب تخدیر گونهای را باد کردهایم که به راحتی میترکد.
جنگ ترکیبی دشمن و جای خالی تبلیغاتِ جنگِ هوشمند
جنگ، موجود بیقراری است که تاب ایستادن در سطح نظامی و امنیتی را ندارد، پیش میرود و دست و پایش را در رسانه، جامعه، اقتصاد و سایر جنبههای زندگی اجتماعی ما میگستراند. دشمن در طراحی خود، ترکیبی از ترفندهای گوناگون را تدارک دیده بود. توییتهای ضدّ و نقیض ترامپ و هشدار تخلیه تهران دقیقاً در امتداد ریزپرندهای است که در گوشهای از خاک ما بر میخیزد و به خانهای هجوم میبرد. پیامک جعلی با سرشناسۀ هلال احمر همان بمب خوشهایست که در گسترهای وسیع، روان و آسایش روحی جامعه را مورد هدف قرار میدهد، البته چاشنی این بمب ترس و اضطراب است. دشمن روی اینها حساب کرده. حال که جنگ ما چندلایه و ترکیبی است، چرا دفاع ما پیچیده و ترکیبی نباشد؟ یک لایۀ مهمِ دفاع و هجوم ترکیبی، تدارک تبلیغات جنگ به نحوی هوشمندانه است. این همان ضرورتی است که سال ۱۳۶۰ شورای عالی دفاع آن را فهم کرد و منجر به تأسیس ستاد تبلیغات جنگ شد. ایجاد آمادگی عمومی در جامعه برای مواجهه با بحرانها از وظایف اصلی این نهاد بود. در سال ۱۳۶۷ که تهدیدات عراق مبنی بر بمباران شیمیایی شهرهای ایران اوج گرفت، ستاد تبلیغات جنگ شیوهنامهای برای فعالیت رسانهای هنگام حملۀ شیمیایی تهیه کرد. همان ضرورت امروز هم زنده است و البته تدبیر ویژهتری میطلبد، چون قواعد مدیریت افکار عمومی و تبلیغات جنگ در عصر فراگیری شبکههای اجتماعی حتماً پیچیدهتر از چهار دهه قبل است.
ضرورت بازتعریف جنگِ وجودی برای جامعه
اکنون که جمهوری اسلامی ایران از نظر نظامی، امنیتی و فرهنگی، در سطحی غیر قابل مقایسه با دهۀ۶۰ قرار دارد، بیش از ایجاد آمادگی تدافعی برای مواجهه با بحرانهای گوناگون و عایقسازی روان جامعه در قبال آسیبهای جنگ، باید به استقبال این جنگ رفت و جامعه را نسبت به فرصتهای نهفته در دل آن آگاه و مشتاق کرد! به همان میزان که تقویت تواناییهای نظامی کشور پس از آتشبس شتاب و شدت گرفته، باید عضلات روحی و روانی جامعه برای خواباندن مچ دشمن وجودیمان تقویت شود. این همان جنگی است که عمومیترین خیر جمعی را میتوان برای آن لحاظ نمود، به شرط آنکه مصمم به سراغ آن برویم. نترسیم و نترسانیم. بلکه به طور ایجابی انگیزه و اراده عمومی را قوت بخشیم.
رژیم موقت صهیونیستی جدیترین نیروی متخاصم خارجی در برابر پیشرفت ایران خصوصاً در جنبههای اقتصادی و صنعتی است. هیچ پروژۀ اقتصادی کلانی در منطقه به نفع ایران نمیتوان متصور بود، مگر آنکه امکان شرارتآفرینی رژیم اسرائیل ریشهکن شود. علاوه بر این، ثبات سیاسی و اجتماعی ما همواره مورد طمع رژیم غاصب بوده است. حال اگر فرصت ازاله این موجودیت شرور و دردسرآفرین پیش آمد، چرا فرصت را غنیمت ندانیم؟ پیروزی ما در جنگ وجودی، در گروِ عاملیتبخشی به جامعه و آحاد مردم است. یکی از لوازم تحقق این غایت مهم، تبلیغ جنگ به نحو فعال و نه صرفاً رفع خطرگرایانه است. اصلاح نگاه جامعه ایرانی به ماهیت این جنگ(نه ایذایی بلکه وجودی) و ایجاد اشتیاق به حضور فعالانه در عرصههای گوناگون دخیل در این معرکه(رسانهای، سلامت روانی عمومی، امنیت شهری و…) میتواند مؤلفههای اساسی تبلیغات جنگ در این برهه لحاظ شود.

منتشر شده در ویژهنامه جریان جنگ
جهت خرید شماره دوم نشریه پیام مروی از طریق لینک بالا اقدام نمایید.

علم و اقتدار…

پیامی که موشک شد و به هدف خورد؛

رسانه جنگ در جنگ رسانهها

صلح پایدار با مقاومت در برابر مستکبران

محارب یا کافر حربی؟

نعمت جنگ

