زن، خانواده، ثبات ایران
نقشآفرینی زن ایرانی در پهنه خانواده، جامعه، تاریخ وتمدن و بهویژه در میدان جنگ دوازده روزه
سرکار خانم دکتر فهیمه فرهمندپور

درآمد:
در لحظهای که صدای انفجار در ساختمان صدا و سیما شیشهها را لرزاند، میلیونها نفر شاهد بودند که یک مجری زن، بهجای گریز از صحنه، در قاب زنده تلویزیون ماند؛ آرام، مسلط و استوار. آن چند ثانیه، فقط یک تصویر رسانهای نبود؛ فشردهای از دههها حضور زن ایرانی بود در خط مقدم اضطرابها و امیدهای این سرزمین؛ حضوری که از پاسداری بنیان خانواده تا کلاس درس و بیمارستان و صحنههای بحران و از دفاع مقدس تا جنگ شناختی امتداد یافته است.
آنچه اتفاق افتاد، پرسشی عمیقتر را پیش روی ما میگذارد: این شجاعت و ثبات قدم، بر چه پیشینۀ تاریخی و فرهنگی تکیه دارد؟ زن ایرانی چگونه همزمان ستون خانواده، کنشگر اجتماعی، حامل ارزشهای ملی و بازیگر صحنههای سرنوشتساز میشود؟ و این «حضور چندساحتی» چه الگویی برای زیست زن امروز و حرکت در افق تمدنی پیشِرو عرضه میکند؟
در گفتوگویی که پیشِرو دارید، دکتر فهیمه فرهمندپور، با نگاهی تمدنی و تکیه بر تجربهای طولانی در حوزه زنان و خانواده، میکوشد تا به این پرسشها پاسخ دهد؛ بیآنکه بحث را به احساسات لحظهای تقلیل دهد یا از واقعیتهای سخت میدان، چشم بپوشد. این گفتوگو تلاشی است برای فهم عمیقتر همان تصویری که آن روز روی آنتن دیدیم؛ تصویری از «زن ایرانی» بهمثابه لنگرگاه ثبات جامعه.
پیام مروی: به نظر شما چه تحولاتی در جایگاه و نقش اجتماعی، فرهنگی و سیاسی زنان ایران در دوران پس از انقلاب اسلامی تا امروز رخ داده است؟
واقعیت این است که من بیانی رساتر از بیانِ مقام معظم رهبری برای پاسخ دادن به این پرسش شما پیدا نمیکنم؛ حضرت آقا در یکی از نشستهایی که به تشریح و توضیحِ بیانیۀ گام دوم انقلاب اختصاص داشت چند نکته را مطرح فرمودند که بهگمان من، توجه به آن نکات در پاسخ به پرسش شما بسیار سودمند است. من مضمونِ فرمایشِ ایشان را عرض میکنم: نکتۀ اول، عظمتِ راهِ پیمودهشده است. بسیاری از ما یا از این عظمت بیخبریم، یا با وجود آگاهی، به این واقعیت توجه نداریم. آقا فرمودند: در هر شاخصی -مانند شاخص علم، فناوری، تولید علم، شاخص بهداشت و سلامت و فناوریهای این حوزه، شاخص آزادیهای اجتماعی و رشد و کفایت اجتماعی- پیشرفتهای چشمگیری حاصل شده است. اکنون، در این گفتوگو، مقصودِ ما بهطور خاص حوزۀ زنان و خانواده است. در شاخصهای حوزۀ زنان -در عرصۀ ورزش، سیاست، استقلالِ سیاسی و عزّتِ جهانی- هر جا که بنگرید، عظمتِ راهِ پیمودهشده بهروشنی دیده میشود. کافی است شاخصهای امروز را با شاخصهای چهل سال پیش مقایسه کنید؛ ما چهل سال را پشت سر گذاشتهایم، نگاه کنید که در این چهلسالۀ نخست، از کجا به کجا رسیدهایم. سپس فرمودند: نکتۀ دوم، توجه به اهمیت راهِ باقیمانده است. گاهی انسان مینگرد و میگوید: در این چهل سال، اینهمه پیشرفت کردهام؛ اما از این نکته غفلت میکند که هنوز مسیری طولانی در پیشِروی است. ما در عین آنکه حرکتی عظیم و روبهجلو انجام دادهایم، همچنان تا رسیدن به نقطۀ مطلوب، راهی بس دراز در پیش داریم. جملۀ سوم ایشان نیز در این زمینه، بسیار دقیق و تأملبرانگیز بود. فرمودند: مراقب باشید هیچیک از این دو نگاه، شما را از دیگری غافل نکند. برخی تنها به گذشته مینگرند و از مسیرِ پیشِرو غفلت میکنند؛ پیوسته از دستاوردهای گذشته سخن میگویند، بیآنکه توجه کنند هنوز تا نقطۀ مطلوب فاصله داریم. در مقابل، عدهای فقط به هدف نهایی مینگرند و فراموش میکنند که در گذشته چه دستاوردهای بزرگی داشتهایم و چه مسیر بلندی را پیمودهایم؛ اینان مدام گِله میکنند، نومیدی رواج میدهند و پیدرپی فاصلۀ با مطلوب را به خود و دیگران گوشزد میکنند.
این سخن را آقا بهصورت کلی فرمودند، اما باید تأکید کرد که در حوزۀ زنان و خانواده، این موضوع اهمیتی دوچندان دارد. ضروری است بدانیم و هوشیار باشیم که در چهلسالۀ نخستِ انقلاب، در عرصۀ زنان، چه مسیر پُرشِتابی را پیمودهایم. من چند شاخص را عرض میکنم و سپس دو کتاب ارزشمند در این زمینه معرفی خواهم کرد.
برای نمونه، در حوزۀ سواد و تحصیلات -چه در سطح عمومی و چه در آموزش عالی و دورههای دانشگاهی- رشد چشمگیری مشاهده میشود. همچنین اگر مقایسه کنیم: تعداد پزشکان زن نسبت به گذشته، تعداد هنرمندان زن، تعداد نویسندگان زن، تعداد تحصیلکردگان زن، تعداد اعضای هیئت علمی خانم و حتی تعداد دانشجویان زن، همگی بهطور قابلتوجهی افزایش یافتهاند. از سوی دیگر، دسترسی زنان به خدمات بهداشت و سلامت در قیاس با گذشته گسترش یافته است. همچنین تنوع فرصتهای شغلی و اجتماعی برای زنان و میزان مشارکت اقتصادی و دسترسی آنان به منابع قدرت و ثروت، نسبت به گذشته افزایش چشمگیری داشته است.
مجموع این شاخصها نشان میدهد که جامعۀ ما در حوزۀ زنان، نسبت به گذشته دچار تحولی بنیادین و پیشرفتی متمایز شده است. این، همان نگاه به عظمتِ راهِ پیمودهشده است؛ امّا باید مراقب باشیم از این نکته غفلت نکنیم که ما همچنان تا نقطۀ مطلوب فاصله داریم. اگر به این فاصله توجه نداشته باشیم، بسیاری از زنان و دختران آرمانگرا و مطالبهگر -که درواقع این روحیۀ آرمانخواهی و مطالبهگری، ظرفیتی عظیم و سرمایهای گرانبها برای جامعه و سوخت حرکت پیشرفت است- دچار ناامیدی میشوند. وقتی فقط بگوییم «ما بسیار پیشرفت کردهایم»، گویی در همین نقطه متوقف شدهایم و آینده و مطالبات را نادیده گرفتهایم.
از سوی دیگر، اگر همین دختران و زنان جوان بهدلیل کماطلاعی یا ضعف در اطلاعرسانی ما از مسیر طیشده و دستاوردهای چهار دهۀ اخیر بیخبر بمانند، و ما دادههای واقعی پیشرفت را به آنها منتقل نکنیم تا متوجه شوند که جامعۀ زنان ایران چگونه تغییر موقعیت داده است، این نیز خود عاملی برای بروز ناامیدی خواهد بود میپرسند: شما در این چهل سال که از انقلاب میگذرد چه کردید؟
وقتی میبینم گاه برخی از جوانان -بهویژه در میان دختران جوان، هرچند این سخن ممکن است از سوی گروههای دیگری نیز مطرح شود- میگویند: «وضع ما نسبت به قبل از انقلاب بدتر شده است»، من آنان را نه محکوم نمیکنم و نه تخطئه. بلکه نسلِ خود را تخطئه، محکوم و سرزنش میکنم؛ زیرا نتوانستیم اطلاعاتِ کافی و درست را به آنان منتقل کنیم، اطلاعاتی دربارۀ اینکه ما در این چهار دهۀ انقلاب و در چارچوب نظام جمهوری اسلامی، برای جامعه، و بهویژه در موضوع زنان، چه دستاوردهایی داشتهایم و چه اقداماتی انجام دادهایم؟ در این زمینه آثار متعددی وجود دارد، اما من دو کتاب بسیار ارزشمند را معرفی میکنم و از خوانندگان و مخاطبان محترم تقاضا دارم که حتماً این دو اثر را مطالعه کنند.
نخست، کتاب «درآمدی بر کارآمدی نظام جمهوری اسلامی ایران در قلمرو زنان» تألیف خانم دکتر نیره قوی است. این کتاب بهصورت مبسوط، دستاوردهای انقلاب اسلامی در عرصۀ زنان را توصیف و تبیین کرده و بهتفصیل مورد بحث قرار داده است.کتاب دوم، «کارنمای چهار دهه تلاش در حوزۀ زنان و خانواده» است که توسط شورای عالی انقلاب فرهنگی و با تلاش شورای فرهنگی و اجتماعی زنان منتشر شده است. این اثر نیز گزارشی جامع و مستند از کارنامۀ چهلسالۀ جمهوری اسلامی در حوزۀ زنان و خانواده ارائه میکند.
این دو کتاب تفاوتهایی با یکدیگر دارند که میتواند سلیقه و ذائقۀ مخاطبان مختلف را بهگونههای متفاوتی اقناع کند. تفاوت اصلی آن دو در روش و رویکرد تدوین است: کتاب نخست، یعنی «درآمدی بر کارآمدی نظام جمهوری اسلامی ایران در قلمرو زنان»، بیشتر رویکردی توصیفی و کیفی دارد و با نگاهی عمیق و تحلیلی به تشریح دستاوردها پرداخته است. در مقابل، کتاب دوم با عنوان «کارنمای چهار دهه تلاش در حوزۀ زنان و خانواده»، ماهیتی آماری و کمّی دارد و بر ارائۀ دادهها، ارقام و شاخصهای مستند تمرکز کرده است. بهنظر میرسد برای دستیابی به تصویری جامعتر، مطالعۀ همزمان هر دو اثر ضروری است؛ زیرا کتاب نخست بُعد تحلیلی و معنایی پیشرفتها را نشان میدهد و کتاب دوم بُعد عددی و مستند آن را. البته بسیاری از پژوهشگران و علاقهمندان، بهویژه آنانی که به دقت آماری و دادههای کمّی توجه دارند، معمولاً با اثر دوم ارتباط بیشتری برقرار میکنند. در طول چهل سال، تعداد دانشجویان بهطور چشمگیری افزایش یافته است؛ جمعیت باسوادان نیز از میزان گذشته به رقمی بسیار بالاتر رسیده است. همچنین، نرخ مرگومیر زنان، کودکان و مادران کاهش چشمگیری یافته و این تغییرات را میتوان بهصورت کمّی مقایسه کرد. بسیاری از افراد ترجیح میدهند دستاوردها را با اعداد و آمار دقیق مشاهده کنند؛ از اینرو، کتاب دوم دستاوردهای چهلسالۀ جمهوری اسلامی را در قالب عدد، رقم و دادههای آماریِ مستند ارائه میدهد.
پیام مروی: از منظر تمدنی آیا میتوان گفت حضور زنان در عرصههای بحرانی و میدانهای سرنوشتساز مانند جنگ تحمیلی دوازدهروزه اسرائیل علیه ایران، هویت زن ایرانی را بهعنوان «عنصر تمدنیِ فعال» در عرصههای اجتماعی و تاریخی بیش از پیش تثبیت کرده است؟ در افق تمدنی پیشِرو، نقش زنان را در تبیین و تحقق مأموریتهای کلان انقلاب اسلامی چگونه میتوان ارزیابی کرد؟
تعیین هویت و مأموریت انقلاب اسلامی در برابر غرب، نکتهای بسیار مهم و اساسی است. اساساً باید روشن شود وجه تمایز ما با فرهنگ رقیب چیست؛ ما قرار است چه حقیقت و محصولی را تولید کنیم که غرب از تولید آن ناتوان بوده است؟ و چه نظام تربیتی و تعلیم و تربیتی را بنا نهیم که غرب در تحقق آن توفیق نیافته است؟ ما باید روشن کنیم که بر کدام مبنای فکری و ایدئولوژی بنیادین استواریم که آنان فاقد آن بودهاند؛ و سرانجام، چه راهبردها و استراتژیهایی را دنبال میکنیم که ماهیتاً با مسیر و جهتگیریهای غرب تفاوت دارد؟ نخست باید تمایز دو جریان رقیب بهروشنی تبیین شود تا بتوانیم برای تحقق گفتمان انقلاب اسلامی، شکلگیری هویت انقلابی، و دستیابی به اهداف و مأموریتهای آن، طرحی جامع تدوین کرده و نقشها را بهدرستی تعریف نماییم. ببینید، یادمان باشد که این تعبیر حضرت آقا، تعبیر بسیار مهمی است و من واقعاً از مخاطبان این گفتوگو دعوت میکنم که موضوع تعبیر آقا در مورد «زنانِ الگویِ سوم» را دریابند. آقا فرمودند که ما یک الگوی زنِ غربی داریم؛ زن غربی که به تعبیر بنده زنی خانوادهستیز و خانوادهگریز است که در واقع، حضور خود را تنها در فضای عمومی جامعه -آن هم به شکلی مبتذل- جستوجو میکند. زنی که بر صحنۀ رقص و آواز ظاهر میشود، و زنی که در قالب عروسکی مورد سوءاستفاده قرار گرفته و در خدمت اقتصاد، سود و لذتطلبی جامعۀ مردانه است، همان زنِ غربی است؛ الگویی که ما با آن موافق نیستیم و هرگز آن را نمیپذیریم. در مقابل الگوی زنِ سنتی قرار داریم؛ سنت گاه معنایی مثبت دارد و گاه میتواند بار منفی داشته باشد. وقتی میگوییم به سنتهای خود بازمیگردیم، منظور ما بازگشت به سنتهای خوب و ارزشمند است. اما تعبیرهایی مانند «زن سنتی» یا «زن شرقی»، غالباً بار معنایی منفی دارند و به الگویی نادرست اشاره میکنند: زنی که محدود به خانواده است، درکی از جامعه ندارد، جامعهگریز است، مأموریتهای اجتماعی را درک نمیکند، بصیرت کافی برای مواجهه با مسائل اجتماعی ندارد و احساس مسئولیت یا قدرت نقشآفرینی در حوزۀ ضرورتهای اجتماعی را ندارد. این الگو نیز مورد تأیید ما نیست. آقا میفرمایند ما «الگوی سوم زن مسلمان» را میپذیریم. منظور از الگوی سوم، زنی است که خانواده برایش اصالت دارد و نقشآفرینی در حوزۀ خانواده را اصل میداند. او به مزیتهای نسبی زنانه متعهد است و این تعهد برایش معنادار و تعیینکننده است. در عین حال، چنین زنی دارای فهم درست، بصیرت کافی و احساس مسئولیت عمیق نسبت به جامعه است؛ نسبت به مسائل، ضرورتها، فرصتها و تعهدات اجتماعی آگاه است و نقش خود را در آن عرصهها بهدرستی تشخیص میدهد و ایفا میکند. این زن ممکن است خانهدار باشد؛ نباید چنین پنداشت که حتماً باید شغلی در جامعه داشته باشد. زن خانهدار است، اما بههنگام، در میدان حضور دارد. زن خانهدار است، اما در مواجهه با اقتضائات اجتماعی، کنشِ مقتضی و مسئولانه نشان میدهد. البته زنی نیز هست که شاغل و فعال اجتماعی است؛ دانشمند است و در عرصههای اقتصادی و اجتماعی نقشآفرینی میکند، اما در عین حال، بیشترین احساس تعهد را نسبت به خانواده دارد و آن را مهمترین مسئولیت خود میداند. بهنظر من، در حوزۀ زنان و خانواده، مهمترین مأموریت انقلاب و نیز برجستهترین ویژگی گفتمان انقلاب اسلامی، تحقق «الگوی سوم زن مسلمان» است. یعنی اگر انقلاب اسلامی برای جهان چهار پیام روشن، چهار شعار مبنایی، چهار سخن گفتنی داشته باشد، بهصراحت عرض میکنم که شعار نخست، پیام نخست و مزیت نخست آن، «الگوی سوم زن مسلمان» است؛ اتفاقاً این همان مفهومی است که زنِ غربی نیز آن را درمییابد و درک میکند. ما در تعاملات بینالمللی، هنگامی که از «زنِ غربی» سخن میگوییم، منظورمان لزوماً زنِ اروپایی نیست؛ بلکه مقصود، زنی است که اندیشه و الگوی فکریاش برگرفته از تفکر غربی دربارۀ زن است، هرچند ممکن است در شرق زندگی کند، اما با نگاه و مبانی غربی به زن مینگرد. بااینحال، هنگامی که الگوی سوم زن مسلمان را برای آنان تبیین میکنیم، اتفاقاً در صف نخست هواداران انقلاب و گرایش به آن قرار میگیرند. چرا امروز زنِ غزّه در نگاه جهانیان از چنین جایگاه والایی برخوردار است؟چرا زنِ فلسطینی توانسته است به عنصر آگاهیبخش برای زنان و مردانِ جهان تبدیل شود؟ زیرا این الگو را برگزیده است؛ زنی است متعهد به خانواده و مسئول در قبال آن. آغوش او امنترین پناهگاه فرزندان است، در خانه نماد صبر و استقامت بهشمار میرود، و در عین حال، با صدایی رسا و بیلکنت، پیامهای سیاسی، اجتماعی و انقلابی خود را به گوش جهانیان میرساند. بهگمان من، این زن و این الگو از روشنترین پیامهایی است که انقلاب اسلامی، فرهنگ اسلامی، و تجربۀ چهار دهۀ جمهوری اسلامی میتواند به جهان عرضه کند، و نباید از آن غفلت بورزیم. این زن، بیتردید جایگاهی تمدنی دارد؛ یعنی یکی از ارکان دستگاه تمدنی است که مأموریت او انتقال و مخابرۀ این پیام به جهان است.
ای کاش فرصتی فراهم شود تا به تفصیل دربارۀ این نکته سخن گفته شود که همین زن، عنصر نقشآفرین در دولت کریمۀ مهدوی است؛ هرچند پرداختن به این موضوع در حال حاضر فراتر از مجال این بحث است.

مطالعه کامل این مصاحبه در ویژهنامه جریان جنگ
جهت خرید شماره دوم نشریه پیام مروی از طریق لینک بالا اقدام نمایید.

حوزه علمیه و بنیاد علم ایران

العِلمُ سُلطانٌ

زن، خانواده، ثبات ایران

نبرد روایتها

از قدرت دیپلماسی تا دیپلماسی تبیینی

انسجام جمهور

آزمون بزرگ مدیریت در روزهای آتش و آشفتگی

تقاطع حکمرانی دینی و جنگ دوازده روزه؛

از صلح مقتدرانه تا صلح تحمیلی و تحمیلِ ذلت

کتابُ الجهاد؛ رأس کلان نظام فقه اسلامی

مرگآگاهی، هنر مردن و حضور در تاریخ


