از مرگ‌ آگاهی، هنر مردن و حضور در تاریخ

روایتی از حیات متعالی در بستر  انقلاب

 
در گفت‏ وگوی اختصاصیِ «پیام مروی» با:

استاد اصغر طاهرزاده

اندیشمند برجسته و از مفسران اندیشه انقلاب اسلامی
و نویسنده کتاب «هنر مردن و انتقال به حیات برتر»
 
        مصاحبه‌‏گر: محسن فریدی        
 دبیر مسائلنا و طلبه حوزه علمیه مروی 

درآمد:

در هنگامه‌ای که موجی از تلاطم‌های سیاسی و نظامی، چشم‌ها را به سوی میدان‌های نبرد دوخته است، جنگ تحمیلی اخیر نه‌فقط یک رخداد نظامی، بلکه بستری برای طرحِ دوبارۀ مفاهیم بنیادینی چون مرگ، شهادت و معنا بود. مفاهیمی که از ساحت تجربه‌های عمیق وجودی برخاسته‌اند و بار دیگر به متن زندگی اجتماعی و دینی ما بازگشته‌اند.
در این میان، کتاب «هنر مردن» از استاد اصغر طاهرزاده، یکی از متفکران و مفسران برجستۀ اندیشۀ انقلاب اسلامی، نقطۀ اتکایی است برای تأملی ژرف دربارۀ چیستی مرگ، چرایی فراموشی آن در جهان مدرن، و رازِ شیرینی شهادت برای انسان معاصر.
این گفت‌وگو، دریچه‌ای‌ است برای دیدن مرگ نه به‌منزلۀ پایان، بلکه به‌مثابۀ افقی برای آغاز تاریخی انسان، آنگاه که با شعور قدسی و حیات معنوی در صحنه می‌ماند. در این فصلِ «پیام مروی»، به گفت‌وگویی تفصیلی و تأمل‌برانگیز با استاد طاهرزاده نشسته‏ایم؛ این گفت‌وگو را بخوانید، اگر می‌خواهید بدانید چرا برخی از مرگ می‌میرند و برخی با مرگ، زندگی می‌کنند.
 
 

پیام مروی: در پرتو تجربۀ جنگ دوازده‏ روزه و بازگشت پررنگ مفاهیم مرگ و شهادت در گفت‌وگوهای دینی و اجتماعیِ این روزها، و با توجه به مباحث کتاب ارزشمند شما یعنی «هنر مردن و انتقال به حیات برتر»، لطفاً بفرمایید، مفهوم «مرگ‌آگاهی» به چه معناست و چرا متفکران معاصر از «فراموشیِ مرگ» در جهان مدرن سخن می‌گویند؟

بسم الله الرّحمن الرّحیم.

این‌که پس از این دنیا، دنیای دیگری هست را می‌توان به‌راحتی با هر فرد متدینی در میان گذاشت. این سخن چندان شگفت‌آور نیست. همه معتقدیم که «الدّنیا مَزرَعهُ الآخِرَهِ». اما آیا این نوع اعتقاد به داشتنِ فردا، همان چیزی است که می‌تواند ما را در طول تاریخ و در برابر طوفان‌های پیشِ‌رو، به وسعتی بیش از یک زندگی عادی برساند؟

دو غفلت بزرگ رخ داد: یکی غفلت از ابدیت؛ به این معنا که ابدیت برای انسان مدرن به مسئله و دغدغۀ اصلی تبدیل نشد؛ البته غفلت با انکار تفاوت دارد، بنا براین اگر از هر انسانی سؤال می‌کردید، می‌گفت: ما پس از مرگ زنده هستیم و به ‌ندرت کسی را می‌یابید که منکر حیات پس از مرگ باشد. پس غفلت از ابدیت، به معنای انکار آن نیست. غفلت دوم نادیده گرفتن این نکته بود که ما می‌توانیم «بودنِ» خود را در این حیات دنیایی، در نسبت با وسعتی ابدی معنا کنیم؛ و حاصل چنین نگاهی، همان «هنر مردن» است.

پیام مروی: از منظر قرآن و روایات اسلامی، مرگ‌آگاهی چه مبانی معرفتی دارد و تفاوت نگرش مؤمنان و غیرمؤمنان به مرگ در چیست؟

آیات قرآنی که موضوع شهادت را با ما در میان می‌گذارند، نکات ارزنده‏ای در این خصوص دارند.انقلاب اسلامی را به‌ عنوان یک نمونه در نظر بگیرید؛ شما در انقلاب اسلامی، «مردن» ندارید،«شهادت» دارید. زیرا انقلاب اسلامی، آغازِ یک تاریخ است. وقتی انسان در یک تاریخ حاضر است، اگر در این مسیر شهید شود، آیا همه‌چیز برای او تمام می‌شود؟ خیر، او با حضور روحانی خود در نسل‌های بعدی ادامه پیدا می‌کند.شهید، در دل تاریخی که آغاز کرده است، ادامه می‌یابد. این  نگاه با اینکه بگوییم «شهید شد و به برزخ رفت»، تفاوت دارد.

انسان باید «هنر مردن» داشته باشد. اما حاصل این اندیشه چیست؟ نمونۀ آن را می‌توان در همین روزگار خودمان دید؛ وقتی که ابوعبیده- سخنگوی شاخه نظامی حماس با آن چفیۀ قرمزش- به شهادت رسید، آیا او حقیقتاً از میان رفت، یا در جان هزاران فلسطینی در غزه امتداد پیدا کرد؟ امروز ابوعبیده‌ها و شهید سنوارها بیش از دیروز در جبهۀ فلسطین حضور دارند. این همان معنای مرگ‌آگاهی است؛ آگاهی‌ای که نه در زندگی روزمره، بلکه خود را در بطن تاریخ نشان می‌دهد.

سرها را نیز بریده و برده بودند. چرا این کار را کردند؟ برای آن‌که امام حسین«علیه‌السلام» را بی‌آینده کنند. آن‌ها می‌فهمیدند که حتی جسم بی‌جان امام«علیه‌السلام» هم در آینده مؤثر است. پس می‌خواستند که حتی پیکر او نیز وجود نداشته باشد، اما غافل از آن‌که با این اقدامات نمی‌توان آینده را از شهدا گرفت. نتیجه این شد که امروز، در جریان اربعین، حضور فرداییِ کربلا را بیش از دیروز حس می‌کنید. این بسیار شگفت‌انگیز و عبرت‌آموز است.

پیام مروی: شما بر مفهوم «مرگ‌آگاهی» به‌عنوان دروازۀ حضور در تاریخ تأکید کردید؛ به‌نظر شما، مرگ‌آگاهی چگونه می‌تواند به انسان امکان دهد تا در تاریخ حاضر بماند و چه پیامدها یا آثار دیگری بر آن مترتب است؟

ما سه جهان یا سه نوع حیات داریم. یک جهان، همین زندگی مادی کنونی است. یک جهان، حیات ابدی است. و یک جهان نیز «اکنونِ» ماست که یا با مرگ‌آگاهی، در وسعتی بیشتر حتی پس از مُردن‌مان حاضر می‌شویم، یا در روزمرّگی سَقَط می‌کنیم.

امروز دیگر یاران امام حسین«علیهم‌السلام» فقط زُهیر و بُریر نیستند.

اگر انسان در روزمرگی بماند، چه‌بسا راهی به بهشت بیابد؛ اما هرگز به آن زندگی‌ای که مایۀ بی‌حسرتی و سرشار از حیاتِ فعال و تعالی است، دست نخواهد یافت؛ انسان‌های عادی ممکن است نخواهند بدی کنند؛ اما اگر نخواهند در بودنِ متعالی خویش حاضر باشند، باید بدانند که هنوز آن‌گونه که باید، مرگ‌آگاه نشده‌اند تا بتوانند اکنونِ محدود خود را «به اکنونِ بی‌کرانۀ جاودان»تبدیل کنند؛ ببینید حاج قاسم آیا این‌گونه هست یا نه؟ حضورِاکنونِ او بی‌کرانۀ جاودان هست یا نه؟ او فرداهای این تاریخ را می‌بیند. این بسیارشگفت‌انگیزاست.

شماره دوم (پاییز 1404)

مطالعه کامل این مصاحبه در ویژه‌نامه جریان جنگ

جهت خرید شماره دوم نشریه پیام مروی از طریق لینک بالا اقدام نمایید.