آزمون بزرگ مدیریت در روزهای آتش و آشفتگی

تحلیلی از عملکرد نظام مدیریتی و تاب‌آوری زیرساخت‌های کشور دراوج بحران و ترور فرماندهان

 
در گفت‏ وگوی اختصاصیِ «پیام مروی» با:

دکتر داریوش صفرنژاد

استاد دانشگاه و کارشناس مسائل راهبردی و روابط بین‌الملل
 
        مصاحبه‌‏گر: محسن فریدی        
 دبیر مسائلنا و طلبه حوزه علمیه مروی 

درآمد:

خبر شهادت ۳۵ فرمانده و مقام ارشد نظامی، در همان ساعات نخست، این تصور را در افکار عمومی جهان تقویت می‌کرد که ساختار فرماندهی و مدیریت در ایران باید دچار فروپاشی یا دست‌کم اختلال جدی شود؛ اما صحنۀ میدان، روایت دیگری را نشان داد: استمرار تصمیم‌گیری، تداوم خدمات عمومی و پیش‌رفتن عملیات تا لحظۀ تحمیل آتش‌بس. این فاصله میان «برداشت بیرونی» و «آنچه در واقع رخ داد»، ما را به پرسشی مهم می‌رساند: در پسِ این تاب‌آوری و قابلیت ادامه فرماندهی، چه نوع معماری مدیریتی و چه نحوه تقسیمِ هوشمند قدرتی نهفته است؟ جنگ دوازده‌روزه، عملاً به یک آزمون فشار برای ساختار چندسطحی و چندلایۀ مدیریت کشور تبدیل شد. در گفت‌وگوی پیشِ‌رو، دکتر صفرنژاد با تحلیل ابعاد این پرسش، به ترسیم ویژگی‏های این مدل مدیریتی در دو سطح کلان و اجرایی خواهد پرداخت.

پیام مروی: تجربۀ جنگ دوازده‏روز نشان داد که ساختار مدیریت کشور ساختاری چندسطحی و چندلایه است؛ از منظر شما این مدل مدیریتی چه مختصاتی دارد و چگونه می‌توان لایه‌های پیدا و پنهان آن را در دو سطح کلان و اجرایی آن را تحلیل کرد؟

در پاسخ به این پرسش باید گفت که این بحران نشان داد تصمیمی که 47سال پیش مبنی بر تقسیم قدرت میان ارکان نظام و تحقق عملی جمهوریت گرفته شد، تصمیمی کاملاً درست بوده است. در این ساختار، به مسئولان مختلف اختیار داده شد و این‌گونه نبود که یک نفر حرف اول و آخر را بزند و دیگران صرفاً مجری باشند. هرکس در حیطۀ مأموریت خود، صاحب تصمیم، اقتدار و دستور بود. این یکی از نکاتی است که باید به آن توجه کرد. برخی به این ساختار اشکال می‌گرفتند و می‌گفتند: «یک شاه رفته و پانصد شاه آمده است!» اما این تقسیم قدرت، نقطۀ قوت نظام است. اگر قدرت در یک نفر متمرکز بود، با شهادت او همه‌چیز فرومی‌پاشید. اما چون همگان در این ساختار نقش دارند، با شهادت چندین نفر نیز اصل نظام آسیب نمی‌بیند. این همان مدیریت چندلایه و هم‌زمان است که عده‌ای آن را ضعف می‌دانستند، اما ما معتقدیم این نقطۀ قوت نظام جمهوری اسلامی است.

نکتۀ دوم در تحلیل این مدیریت بحران، مردم‌پایه بودن آن است. ما زمانی توانستیم ستون پنجم دشمن و منافقین را در داخل کشور مهار کنیم که قدرت را به بسیج تفویض کردیم. در اوایل انقلاب، این نقش بر عهدۀ کمیته‌های انقلاب اسلامی بود و اکنون بسیج آن را ایفا می‌کند. همین که اختیارات بسیج افزایش یافت، ضدانقلاب ضربۀ سختی خورد و عجز آنان در ایجاد اغتشاشات، نتیجۀ همین اتکا به نیروهای مردمی بود. این موضوع نشان داد که حافظان اصلی انقلاب اسلامی از روز نخست تاکنون، مردم هستند و نماد مردم، بسیج است.

تجربۀ مدیریت منابع، آذوقه، سوخت، آب، برق، اینترنت و حفظ روند عادی زندگی در کشور، در حالی که یک جنگ تمام‌عیار در جریان بود، از دیگر افتخارات ماست. مردم و حتی عوام، بهتر از برخی خواص به این یقین رسیدند که جبهۀ استکبار قابل‌اعتماد نیست. اگر امروز در بازار به میان مردم بروید و دربارۀ جنگ دوازده‏‌روزه از آنان بپرسید، خواهید دید که به چه سطح بالایی از بلوغ و آگاهی رسیده‌اند.

پیام مروی: آیا این برداشت صحیح است که بگوییم یکی از عوامل تقویت اتحاد داخلی پس از حمله، نحوۀ مدیریت بحران در طول جنگ بود که اعتماد و همدلی مردم با نیروهای مسلح و حاکمیت را افزایش داد؟

دقیقاً همین‌طور است. این رویداد نیز همچون هشت سال دفاع مقدس، به‌عنوان یکی از مقاطع افتخارآفرین در تاریخ ما ثبت خواهد شد. همان‌طور که امروز با غرور از آن هشت سال یاد می‌کنیم و نام شهدا را بر کوچه‌ها و خیابان‌هایمان می‌گذاریم، این دفاع مقدس دوازده‏‌روزه نیز چنین جایگاهی خواهد یافت. اقدام شایستۀ شهرداری تهران در اختصاص قطعۀ ۴۲ بهشت زهرا به شهدای این دفاع نیز در همین راستا بود تا یاد آنان برای همیشه زنده بماند و این دستاوردها را در تاریخ ماندگار سازد.

شماره دوم (پاییز 1404)

مطالعه کامل این مصاحبه در ویژه‌نامه جریان جنگ

جهت خرید شماره دوم نشریه پیام مروی از طریق لینک بالا اقدام نمایید.