نبرد روایت‌ها

مروری بر کارزار رسانه‌ای ایران و دشمن صهیونی در جریان جنگ دوازده روزه

در گفت‏ وگوی اختصاصیِ «پیام مروی» با:

دکتر شهاب اسفندیاری

رئیس دانشگاه صداوسیما و عضو هیئت علمی دانشکده سینما و تئاتر دانشگاه هنر ایران
 
        مصاحبه‌‏گر: محسن فریدی         
 دبیر مسائلنا و طلبه حوزه علمیه مروی 

درآمد:

امروز، عرصه رسانه به میدان نبرد قدرت‌ها مبدل شده است؛ میدانی که در آن گاه بدون نیاز به لشکرکشی، می‌توان ذهن‌ها را تسخیر کرد و معادلات میدانی را تغییر داد. نمونۀ روشن این واقعیت را می‌توان در جنگ تحمیلیِ رژیم صهیونیستی علیه جمهوری اسلامی ایران مشاهده کرد؛ جنگی که نه فقط تقابل موشک‌ها، بلکه آزمونی برای تسخیر ذهن‌ها و مهندسی ادراک بود؛ دشمن در همان روزهای آغازین، با حمله به ساختمان شیشه‌ای صداوسیما کوشید شکست میدانی خود را از مسیر جنگ شناختی و روایت‏سازی جبران کند. در همین زمینه، گفت‌وگویی را با جناب آقای دکتر شهاب اسفندیاری ترتیب دادیم تا ابعاد پیچیده و چندلایۀ رسانه را در بستر جنگ تحمیلی اخیر تحلیل و بازشناسی کنیم. دکتر اسفندیاری نشان می‌دهد که چگونه همان کارزارِ روایت‌سازی که قرار بود ملت را از هم بپاشد، در نهایت به بازآفرینی همبستگی و آشکار شدن ظرفیت‌های اجتماعی و فرهنگی انجامید؛ داستانی از شکست روایت دشمن و تجدیدِ اعتمادِ ملی.

پیام مروی: از نگاه شما عملیات رسانه‌ای دشمن چه نقشی در طراحی و پیشبرد اهداف جنگ ایفا کرد و چه تجربه‌ای برای بازنگری در فهم رسانه به‌دست می‌دهد؟ آیا دشمن توانست در اثرگذاری بر افکار عمومی ایران موفق باشد؟

دربارۀ عملکرد دشمن، باید گفت که این جنگ برای آن‌ها صرفاً یک نبرد نظامی نبود. همان‌طور که اخیراً در گزارش‌های مطبوعات خود رژیم صهیونیستی، از جمله روزنامۀ هاآرتص و نیز تحقیقات برخی مراکز پژوهشی مانند «سیتیزن لَب» آشکار شده است، عملیات نظامی رژیم صهیونیستی در واقع یک جنگ ترکیبی بود. آن‌ها هم‌زمان با بمباران‌ها و حملات موشکی، پیام‌های رسانه‌ای مرتبط را با استفاده از شناسه‌های جعلی و حساب‌های کاربری ساختگی در شبکه‌های اجتماعی منتشر می‌کردند. برای مثال، دقیقاً هم‌زمان با حمله به زندان اوین، پیام‌هایی در ارتباط با شورش، قیام و مبارزه با حکومت انتشار می‌دادند؛ پس آن‌ها نهایت بهره را چه در شبکه‌های اجتماعی و چه در رسانه‌های ماهواره‌ای و خبری که به راه انداخته بودند، برای پشتیبانی رسانه‌ای از این جنگ بردند .

اما آیا در نهایت موفق بودند؟ به نظر می‌رسد که خیر. اگر موفق بودند، قاعدتاً جامعۀ هدفشان [یعنی مردم ایران]، باید واکنشی متناسب با انتظار آن‌ها نشان می‌داد. ولی به نظر می‌رسد مردم ایران آن خوانش ترجیحی را که اسرائیلی‌ها و آمریکایی‌ها از پیام‌هایشان انتظار داشتند، نپذیرفتند؛ برداشت مردم این نبود که این جنگ برای نجات، آزادی، پیشرفت و رفاه آنان است؛ بلکه خوانشی معارض و کاملاً تقابلی از پیام‌های دشمن داشتند. برداشتشان این بود که این حملات برای نابودی، تجزیه و تضعیف ایران و همچنین برای توسعۀ زیاده‌خواهی‌های رژیم صهیونیستی و سلطۀ مجدد آمریکا بر کشور طراحی شده است؛ به همین دلیل، از آنچه دشمن توصیه می‌کرد، روی‌گردان شدند.

طبیعتاً در این میان، نقش رهبری هوشمندانه و به‌هنگام رهبر فرزانۀ انقلاب و آن سه پیام تلویزیونی بسیار مهمی که در اوج جنگ [یعنی در ابتدا، میانه و پایان جنگ] منتشر کردند، در هدایت افکار عمومی، روشنگری، اعطای اعتمادبه‌نفس و همچنین صدور فرمان‌های لازم به نیروهای نظامی برای واکنش و تقابل، بسیار تعیین‌کننده بود. رسانۀ ملی نیز با پوشش و انعکاس دقیق و به‌موقع رخدادها و با به تصویر کشیدن جنایت‌های رژیم صهیونیستی و ایالات متحده، در این آگاهی‌بخشی و همبستگی ایجادشده، نقش مهمی ایفا کرد، هرچند ممکن است برخی نقدهایی نیز بر عملکرد آن داشته باشند. بااین‌همه، در مجموع به نظر می‌رسد در آن جنگی که برای تسخیر ذهن‌ها، اندیشه‌ها و دل‌ها درگرفت، رژیم صهیونیستی و آمریکا موفقیتی به دست نیاوردند.

پیام مروی: مهم‌ترین شگردهای جنگ شناختی دشمن در سال‌های اخیر چیست و رسانه‌ها و نهادهای فرهنگی چه اقداماتی می‌توانند برای خنثی‌سازی و تقویت تاب‌آوری اجتماعی انجام دهند؟

مهم‌ترین شگردهای جنگ شناختی دشمن در سال‌های اخیر، القای ناتوانی، القای این مفهوم که هیچ کاری نمی‌توان کرد، القای قرار گرفتن ایران در بن‌بست، القای اینکه هیچ راهی جز تسلیم و پذیرش خواسته‌های آمریکا وجود ندارد و همه‌چیز در آستانۀ فروپاشی، نابودی و اضمحلال است، [بوده است]. این مهم‌ترین راهبرد رسانه‌ای و تبلیغاتی دشمن در سالیان اخیر بوده که به بهانه‌های گوناگون، آن را در فضای اجتماعی و فرهنگی ایران تزریق کرده‌اند و متأسفانه برخی از اهالی سیاست، رسانه و تحلیل در ایران نیز به این نگرش‌ها دامن زده‌اند.

هیچ‌کس با اشاره به ضعف‌ها، نقص‌ها، آسیب‌ها و گسست‌ها مخالف نیست؛ مسئله آنجاست که نتوانیم در کنار ضعف‌ها، قوت‌ها را ببینیم؛ نتوانیم در کنار آسیب‌ها، فرصت‌ها را مشاهده کنیم و نتوانیم آن نقاط مزیتی را در جامعۀ ایران بشناسیم که باعث شده است در برابر این حجم عظیم از عملیات روانی مقاومت کند. علی‌رغم بمباران شدید تبلیغاتی که بی‌شک بزرگ‌ترین کارزار دست‌کاری افکار عمومی در تاریخ معاصر طی دو سه دهۀ اخیر علیه ملت ایران بوده است، این ملت ایستادگی کرد و تسلیم این هجمه نشد. این خود نشان می‌دهد که زیرساخت‌های معنوی، عناصر اجتماعی و نهادهای فرهنگی مؤثری در این جامعه وجود دارند که منشأ و مبدأ این قدرت ملی هستند. طبیعتاً باید این‌ها را نیز شناخت و در کنار پرداختن به آسیب‌ها، نقص‌ها و ضعف‌ها، از این مزیت‌ها برای عبور از مشکلات و چالش‌ها بهره برد. ولی متأسفانه برخی تمام تمرکزشان بر ضعف‌ها و نقص‌هاست و آن فرصت‌ها، مزیت‌ها و نقاط قوت را در روایت‌هایشان سانسور و حذف می‌کنند و نادیده می‌گیرند. طبیعتاً حاصل چنین روایت‌هایی چیزی جز ناامیدی، احساس ناتوانی و این نتیجه‌گیری نخواهد بود که راهی جز تسلیم وجود ندارد. به نظرم این مهم‌ترین شگرد جنگ روانی و شناختی دشمن است که باید در برابرش هوشیار و آگاه باشیم.

پیام مروی: با توجه به اینکه سطح تقابل دشمن از جنگ نظامی به نبرد ادراکی و تمدنی ارتقا یافته است، در چنین شرایطی رسانه‌های ما چه رسالتی بر عهده دارند و چگونه می‌توان میان مقاومت رسانه‌ای، همبستگی اجتماعی و مسیر تمدن‌سازی انقلاب اسلامی پیوند برقرار کرد؟ 

مهم‌ترین راهبرد آینده باید متناسب با اصلی‌ترین راهبرد دشمن انتخاب، تنظیم و در دستورکار قرار گیرد. اگر مهم‌ترین راهبرد دشمن این است که به ما القا کند که شما نمی‌توانید، هیچ راهی جز تسلیم ندارید و در آستانه فروپاشی هستید، طبیعتاً روایت ما نیز باید در مقابل همین راهبرد شکل بگیرد؛ روایتی که در آن، عناصر قدرت و توانمندی ملت ایران و سرمایه‌های فرهنگی و اجتماعی آن برجسته شود و در عین حال که به ضعف‌ها و نقص‌ها نیز توجه می‌شود، نتیجه‌گیری نهایی این نیست که ما هیچ راهی جز تسلیم نداریم. این نگاهی است که متأسفانه باعث ضعف و سستی در برخی دستگاه‌ها، تحلیلگران و سیاست‌مداران شده است.

رسانه‌های ما، شبکه‌های اجتماعی و نهادهای فرهنگی و ریشه‌داری چون حوزه‌های علمیه که بر افکار عمومی تأثیرگذارند، طبیعتاً در تولید این روایت می‌توانند نقشی کلیدی ایفا کنند. طبیعی است که ما در این جهاد تبیین و مبارزۀ رسانه‌ای، باید مراقب باشیم که جبهۀ دشمن را فراموش نکنیم و تمرکزمان بر آن باشد. نباید درگیر اختلافات و مسائل حاشیه‌ای داخلی شویم. هر ملتی ممکن است در مسائل اجتماعی و فرهنگی داخلی خود، تعارض‌ها، تفاوت‌ها و اختلافاتی داشته باشد؛ ولی وقتی با جبهه‌ای وسیع و مجهز و آرایش رسانه‌ای گستردۀ دشمن مواجه هستیم، به نظر می‌آید یکی از مهم‌ترین راهبردها، تأکید بر اشتراکات و پاسداری هرچه بیشتر از این «اتحاد مقدس» است. همان‌طور که رهبری معظم انقلاب نیز امر فرمودند. باید جمعیتی را که زیر چتر انقلاب اسلامی و نظام جمهوری اسلامی گرد آمده‌اند، باشکوه‌تر و گسترده‌تر کنیم. در این مسیر، طبیعتاً نقشه‌ها و برنامه‌های دشمن نیز با شکست مواجه خواهد شد.

شماره دوم (پاییز 1404)

مطالعه کامل این مصاحبه در ویژه‌نامه جریان جنگ

جهت خرید شماره دوم نشریه پیام مروی از طریق لینک بالا اقدام نمایید.