تقاطع حکمرانی دینی و جنگ دوازده روزه؛

واکاوی ظرفیت های حکمرانی جمهوری اسلامی در مواجهه با چالش ها و بحران های جهان مدرن

 
در گفت‏ وگوی اختصاصیِ «پیام مروی» با:

حجت‌الاسلام و المسلمین دکتر احمد رهدار

دکترای علوم سیاسی و مدیر گروه فقه مضاف دانشگاه باقرالعلوم (علیه السلام)
        مصاحبه‌‏گر: محسن فریدی        
 دبیر مسائلنا و طلبه حوزه علمیه مروی 

درآمد:

شهادت هم‌زمان ۳۵ فرمانده و مقام ارشد نظامی در حملات رژیم صهیونیستی، فقط یک ضایعۀ انسانی و امنیتی و خلأ در زنجیرۀ فرماندهی نبود؛ ضربه‌ای بود که پرسش‌های عمیق‌تری را پیشِ‌روی ما گذاشت. در جهانی که منطق قدرت، با موشک‌های نقطه‌زن، اتاق‌های جنگ هوشمند و معماری پیچیدۀ حکمرانی مدرن خود را صورت‌بندی می‌کند، سخن گفتن از «حاکمیت الهی» اگر صرفاً در حد شعار بماند، توان توضیح این سطح از مواجهه را نخواهد داشت. این‌جاست که مسئله اصلی رخ می‌نماید: حاکمیت الهی دقیقاً در کدام سطح از قانون‌گذاری، ساختار سیاسی و عقلانیت تصمیم‌گیری جمعی وارد می‌شود و نسبت آن با مفاهیم مدرنی چون قدرت، عقلانیت و اقتدار سیاسی چیست؟ و چگونه است که در اوج یک جنگ چندلایه، همچنان شاهد کارآمدی و ثبات مدیریتی هستیم؟ گفت‌وگوی پیشِ‌رو با حجت‏الاسلام‏و‏المسلمین دکتر رهدار، کوششی است برای واکاوی همین موضوع و فهم نسبت حاکمیت الهی با جهان مدرن.

پیام مروی: حاکمیت الهی در بستر حکمرانی مدرن چه معنا و مختصاتی دارد و نسبت آن با مفاهیم مدرن قدرت، عقلانیت و اقتدار سیاسی چگونه است؟

بسم الله الرحمن الرحیم. در خصوص این مسئله که حاکمیت الهی در بستر حکمرانی مدرن چه معنا و مختصاتی دارد و نسبت آن با مفاهیم مدرنی مانند قدرت، عقلانیت و اقتدار سیاسی چگونه است، باید عرض کرد که حاکمیت الهی به معنای تسری اراده الهی در ساحت‌های اجرایی و تصمیم‌گیری اجتماعی است. اما از آن‌جا که حکمرانی مدرن بر پایۀ قوانین، ساختارها و نهادهای رسمی شکل می‌گیرد، مسئلۀ اصلی این است که اراده الهی چگونه می‌تواند در نظام تقنین و سازوکارهای مدرن امکان ظهور و تحقق پیدا کند. یا این‌که اراده الهی چگونه در بسترِ ساختارهای مدرن و نهادهای مدرن امکان تحقق دارد. از همان ابتدای پا گرفتنِ عالمِ مدرن این مسئله چالش جریان دین‌گرا بوده است که چگونه می‌توان نظامِ ارزشِ دینی را که درواقع تجلّیِ اراده الهی است، در نظامِ ارزشِ مدرن -که حسبِ فرض با پشتِ پا زدن به نظامِ ارزشِ دینی خود را اثبات کرده- تلفیق کرد یا درواقع بر روی آن سوار نمود.

با نگاه به این چالش، برخی از نویسندگان، مانند وائل حلاقِ فلسطینی‌تبارِ مسیحی، معتقدند که اساساً امکانِ تشکیلِ دولتِ اسلامیِ مدرن وجود ندارد. دلیلِ اصلی او هم این است که دولتِ مدرن ماهیتاً معطوف به قدرت است و دولتِ اسلامی ماهیتاً معطوف به تحققِ اخلاق؛ و اخلاق و قدرت نیز با یکدیگر جمع نمی‌شوند. اما واقعیت این است که، حسبِ باورهای اسلامیِ ما، دینِ اسلام دینِ آخرین است و قرار است جاوید هم باشد، هم جامع و هم جهانی. جهانی بودنِ دینِ اسلام اقتضا دارد که بتواند با فرهنگ‌های مختلف، اقوامِ گوناگون، قوانینِ متنوع و نظام‌هایِ سیاسیِ متفاوت به تخاطب و سپس به تفاهم برسد. و البته منظورِ من از تفاهم، در نهایت تصرّف است؛ زیرا قرار است در نهایت همۀ حاکمیت‌ها در ذیلِ حاکمیتِ الهی آرایش پیدا کنند،

پیام مروی: نگاه دینی و توحیدی در نظام اسلامی چگونه موجب کارآمدی و انسجام در مقابله با دشمن صهیونیستی و مدیریت بحران‌های چندلایه در جنگ تحمیلی دوازده‏روزه شد؟

در این خصوص باید عرض کنم که نگاهِ دینی به حکمرانی، تمامیِ آن مؤلفه‌هایِ بایسته‌ای را که حکمرانیِ غیردینی دارد، داراست؛ به اضافۀ ظرفیت‌هایِ غیبی که در الگویِ حکمرانیِ دینی افزوده می‌شود. معمولاً نیاز به ظرفیت‌هایِ غیبی زمانی پدید می‌آید که انسان‌ها در وضعیتِ بحرانی و غیرِعادی قرار می‏گیرند، مانند همین وضعیتِ جنگ. زیرا در وضعیتِ عادی، انسان‌ها از پیش زمینه‌ها را فراهم کرده‌اند، علل را به وجود آورده‌اند و تقریباً بر منطقِ تحولات سوار هستند. ما در وضعیتِ غیرِعادی، مانند وضعیتِ جنگ قرار داریم؛ زیرا نرخِ رشد تحولات تغییر می‌کند و سرعت می‌گیرد، و سررشتۀ آن از دستِ جریان‌هایِ تدبیرکننده خارج می‌شود. اینجا اگر یک عاملِ بیرونی مداخله نکند و درواقع نتواند این دررفتگی را جمع کند، اوضاع کاملاً از کنترل خارج می‌شود. حال یا سامانِ جدیدی، متناسب با آنچه دشمن اراده کرده، محقق می‌گردد، یا سامانِ پیشین به‌کلی دچارِ اضطراب و لرزه می‌شود.

آن عاملِ جدید برای کسانی که به حاکمیتِ الهی معتقد هستند و نگاهِ دینی و توحیدی دارند می‌تواند عاملِ غیب باشد، که از پیش در ذهنیتِ کنش‌گران، این باورها به‏وجود آمده است که نصرتِ الهی با آنان است، «إِنَّ مَعَ الْعُسْرِ یُسْرًا»، خداوند اجرِ محسنین را ضایع نمی‌کند، باطل در هر حال رفتنی است و حق ماندنی، «لِلْحَقِّ دَوْلَهٌ وَلِلْباطِلِ جَوْلَهٌ» و ادبیاتی ازاین‌دست، که درواقع مبتنی بر باور به غیب است. آن‌ها در زمانِ جنگ و در وضعیت‌هایِ غیرِعادی، یعنی هنگامی‌که سررشتۀ تحولات از دستِ تدبیرکنندگان خارج می‌شود، کارآمدیِ خود را نشان می‌دهند و به ظهور می‌رسانند. یعنی آن‌جا موقعیتی است که آن‌ها بیشتر دیده می‌شوند یا اثرگذار می‌شوند. در جنگ دوازده‌روزه نیز چنین بود. البته آن تدبیرکنندۀ اصلیِ جنگ در روی زمین، یعنی ولیّ‌فقیه، مقام‏ معظم رهبری(حفظه‌الله) قبل از این، این استعارۀ دینی «إنَّ مَعِیَ رَبِّی» را به‌صورت کامل بیان کرده و آن را در ناخودآگاهِ ملّت وارد ساخته بودند؛ گویی می‌فرمودند سطحِ مواجهۀ ما با دشمن به اندازه‌ای است که شما نمی‌توانید تنها به ظرفیت‌های تدبیریِ خود اتکا کنید. و اگر خداوند در قدم‌به‌قدمِ این مواجهه یاری نکند و با ما نباشد، این مسیر مسیری شکست‌خورده‌ خواهد بود.

شماره دوم (پاییز 1404)

مطالعه کامل این مصاحبه در ویژه‌نامه جریان جنگ

جهت خرید شماره دوم نشریه پیام مروی از طریق لینک بالا اقدام نمایید.